متاسفم
بچه خوب و با احساسی بود ولی دوس داشت سر کلاس همیشه مطرح باشه .
منم در مورد او صبور بودم . گاهی دوستانه و با لحن نرم و با خوشرویی همونجوری که دوست داشت باهاش صحبت می کردم . شخصیتش جوری بود که توی هر مسیر خوب یا بدی اگر قرار می گرفت تا آخرش رو با موفقیت می رفت . سر کلاس من کلا مشکل ساز نمی تونست باشه و خودشم می دونست . با من از در دوستی و شوخی همیشه وارد می شد . می دونستم نمی شه باهاش جدی حرف بزنی.
گاهی همه چی رو به شوخی و تمسخر می گرفت. می دونستم این همه شوخی از روی دلخوشی نیست . حس می کردم مشکلاتی داره و یه افکاری بدون اینکه خودش بدونه آزارش میدن. فرصت نداشتم باهاش صمیمی تر بشم و از طرفی من معلم مشاوره نبودم . بعدها فهمیدم پدرش معلمم بوده . اینو دراثر کنجکاوی خودش فهمیدم .خانوادش را کاملا می شناختم . استعداد ریاضی خوبی داشت . الان باید 17 یا 18 سالش باشه.
همین دیشب بود شنیدم در اثر تزریق یا مصرف قرص ، دار فانی رو وداع گفت.
و این چند سال اخیر این چندمین مورد هست که جوان هایی از توی این شهر کوچک اینگونه از دست رفتند .
نمی دانم ما در این امر چقدر مقصر هستیم. من فقط می تونم بگم متاسفم .
ای عزیز !