اینشتین و دکتر ابوالقاسم غفاری
نام آلبرت آينشتاين با بمب اتمی که او برای جلوگيری از دستيابی آلمان نازی به آن، خواستار ساخته شدنش شده بود، گره خورده است. اما اينشتاين جزو برجسته ترين مخالفان آن شد. در واقع بمب اتمی را آينشتاين نساخت، اين بمب بر پايه نظريه علمی او ساخته شد.
کريستوفر لنر Christophe Lehner دانشمند موسسه ماکس پلانک برلين می گويد: «بمب اتمی فقط يکی از چيزهايی بود که ريشه در ايده های آينشتاين داشت، منظورم اين است که بمب اتمی، همانقدر به فرمول E=MC۲ مرتبط است که به فرضيه خورشيد و يا تئوری بمب های شيميايی. اما به نوعی در واقع نمايش اين واقعيت است که می توان ماده را به انرژی تبديل کرد و اينکه ماده و انرژی در واقع يک پديده هستند.»
ماريا فانتوا شريک زندگی اينشتاين در خاطرات خود، بر مخالفت شديد آينشتاين با مسابقه تسليحاتی تاکيد می کند. آينشتاين تا هنگام مرگ از اين مخالفت دست نکشيد.
اينشتاين در يکی از سخنرانی های خود گفت: «... امروز فيزيک دان هايی که شاهد بوجود آمدن خطرناک ترين و مهيب ترين سلاح ها هستند، نمی توانند از هشدار دادن های مکرر خودداری کنند. ما نمی توانيم و نبايد در تلاش برای آگاه کردن همه ملت های جهان بويژه دولت های آنها، از فاجعه غير قابل بيانی که می تواند بوقوع بپيوندد، مسامحه کنيم. اين فاجعه بوقوع خواهد پيوست مگر آنکه نگرش و برخورد خود را به يکديگر و به آينده تغيير دهيم. ما به ساخته شدن اين سلاح جديد کمک کرديم تا مانع از آن شويم که دشمن بشريت پيش از ما به آن دست يابد. با توجه به ديدگاه و نگرش نازی ها، دستيابی آنها به اين سلاح، به معنای نابودی ورای تصور و به بردگی درآوردن بقيه جهان می بود...»
مخالفت آينشتاين با مسابقه تسليحاتی و به ويژه برنامه بمب هيدروژنی به اين علت بود که می دانست ابعاد فاجعه می تواند فراتر از هيروشيما و ناگازاکی رود.
دکتر ابوالقاسم غفاری که در سال ۱۹۵۱ و ۱۹۵۲ در دانشگاه پرينستون در گروه آلبرت اينشتاين تحقيق علمی کرده است می گويد: «رابرت اپنهايمر و آلبرت آينشتاين خيلی ناراحت بودند از بمب هيدروژنی که در آن زمان صحبتش بود که آمريکا در تلاش توليد آن است. هم اوپنهايمر مخالف بود که متاسفانه برکنار شد و آينشتاين هر دو مخالف بودند. آنها از انفجار بمب در هيروشيما بشدت ناراحت بودند و نگران بودند که اگر بمب هيدروژنی ساخته شود، اساسش به مراتب بدتر از بمب اتمی ست. البته من در مورد آن صحبت نمی کردند، اما با هم که صحبت می کردند، معلوم بود بسيار ناراحت هستند.»
«از خرد، خدا نسازیم»
اينشتاين در يکی از سخنرانی های خود گفت: «...عصر ما به پيشرفت هايی که در زمينه تکامل روشنفکری انسان به عمل آمده، مباهات می کند. جست و جو و تکاپو برای حقيقت و دانش، يکی از بزرگترين هنرهای انسانی است. اما گاه از سوی آنها که کمترين مايه را دارند، بيشترين نخوت ها بروز می کند. بايد بهوش باشيم و از خِرد، خدا نسازيم. بطور قطع خِرد قدرت بسيار دارد، اما از شخصيت تهی است. از اين رو خرد تنها بايد خدمت کند، نه رهبری. خرد، چشم تيزبينی برای بکارگيری ِ شيوه و وسيله دارد، اما در مقابل ارزش ها و هدف ها نابينا است. از اين رو جای تعجبی ندارد که اين نابينايی مرگ آور از پير به جوان می رسد و نسلی را درگير ِ خود می کند...»
آلبرت آينشتين در هجدهم آوريل سال ۱۹۵۵، در پرينستون در ايالت نيوجرسی، ديده از جهان فروبست.
مصاحبه با پرفسور ابوالقاسم غفاری ۱۰۰ ساله که با اينشتاين کار علمی مشترک کرده است.
آقای دکتر غفاری از آشنايی خودتان با اينشتاين بگوييد.
البته وقتی من آينشتاين را شناختم، سنش بالا بود. من در سال ۱۹۵۱-۵۲ در پرينستون افتخار شاگردی آينشتاين را پيدا کردم. البته از سال ۱۹۳۶ مکاتباتی با او داشتم، چون تز پاريس من به براونيان موشن Brownian Motion مربوط بود. در سال ۱۹۰۵ آينشتاين يک مطلبی در مورد براونيان موشن نوشته بود. اولين جلسه ملاقات من با آينشتاين يک سه شنبه سپتامبر ۱۹۵۲ در پرينستون صورت گرفت. اينشتاين روزها در حدود ساعت ۱۰ به سر کار می آمد و در حدود يک بعد از ظهر هم می رفت. ملاقات من با ايشان معمولا روزهای سه شنبه بعد از ساعت ۱۰ بود. گفتگوهای ما تنها مربوط می شد به Unified Field Theory . البته کار آينشتاين بيشتر Relativity بود نه در فيزيک کوانتوم، اما خوب بهر حال به همديگر مربوط می شوند.
بعد که کارتان تمام شد، به ايران برگشتيد؟
بله به ايران برگشتيم، اما با يکی از
همکارانم آبراهام پايس Abraham Pais که بعدا در نيويورک، در دانشگاه
راکفلر استاد فيزيک شد، قرار گذاشتم که اگر موضوع مورد علاقه من مطرح شود،
با من در تهران تماس بگيرد. در ماه آوريل ۱۹۵۵، يک روز تلفن کرد که
اينشتاين در بيمارستان درگذشت. من فردای آن روز جريان اين تلفن را برای
دکتر اقبال تعريف کردم. در دانشکده علوم دانشگاه تهران جلسه ای برای
يادبود آينشتاين ترتيب دادند. مرحوم دکتر اقبال رييس دانشگاه، رياست اين
جلسه را داشت. از ديگر سخنرانان دکتر هشترودی و دکتر حسابی بودند و بنده
هم چند کلمه صحبت کردم.
آقای دکتر غفاری، می گويند
وجوه شخصيت آينشتاين از علم فراتر می رود..
بله بله همينطور است. البته من خودم در زمينه های غيرعلمی با آينشتاين صحبتی نداشتم، اما بسياری از فلاسفه اروپايی با او ديدار و گفت و گو می کردند. صحبت ما فقط بر سر کارهای علمی بود که در روزهای سه شنبه که يکديگر را می ديديم مطرح می شد...خيلی علاقمند بود به ايران. اولا از من می پرسيد ايران و پرشيا چه فرقی با هم دارند و چطور پرشيا به ايران تغيير پيدا کرده، البته من آن موقع درست فرق اين ها را نمی دانستم. چيزهايی گفتم ولی خاطر جمع نيستم که صحيح بوده باشد! خيلی علاقمند به تاريخ ايران بود.
از ايشان هيچ وقت به ايران دعوت نکرديد؟
ديگر خيلی سالخورده بود البته در ايران خيلی علاقمند بودند (که از ايشان
دعوت کنند)، ولی من خاطر جمع نبودم. آسان هم نبود.
اینشتاین هدیه بزرگ به بشریت
جوانا فانتوا شريک زندگی آينشتاين در خاطرات خود از دل مشغولی های اينشتاين در سال های پايانی عمرش می نويسد، از جمله قايقرانی ورزش محبوب او و جوک گفتن برای طوطی اش! آينشتاين را هديه بزرگی به بشريت می خوانند
برگرفته ار سایت نگاهی نو
ای عزیز !